منتخب 3

کودکی، دخترکی ، موقع خواب

سخت پاپیچ پدر بودو از او می پرسید

زندگی چیست؟

پدرش از سر بی صبری گفت

زندگی یعنی عشق

دخترک با سر پر شوری گفت

عشق را معنی کن!

پدرش داد جواب:

بوسه گرم تو بر گونه من

دخترک خنده برآورد ز شوق

گونه های پدرش را بوسید

زان سپس گفت:

پدر ... عشق اگر بوسه بود...

بوسه هایم همه تقدیم تو باد

" ؟ "

 

منتخب 2

سر سبز دل از شاخه بریدم تو چه کردی؟

افتادم و بر خاک رسیدم تو چه کردی.؟؟



من شور شر موج و تو سر سختی ساحل

روزی که به سوی تو دویدم تو چه کردی؟؟



هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی

من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی...



مغرور ولی دست به دامان رقیبان

رسوا شدم و طعنه شنیدم تو چه کردی؟؟



تنهایی و رسوایی ، بی مهری و آزار

ای عشق ببین من چه کشیدم تو چه کردی؟!

 

منتخب 1

قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
ومن چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار ایستاده ام
و همچنان به نرده های
ایستگاه رفته تکیه داده ام

                                          زنده یاد قیصر امین پور